• Font size:
  • Decrease
  • Reset
  • Increase

لغت‌نامه دهخدا

لغت, نامه, دهخدالغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا که در ۱۶ جلد به چاپ رسیده است. شامل شرح و معنی واژگان آثار ادبی و تاریخی زبان فارسی است. این لغت‌نامه، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر دهخدا است، که بیش از ۴۰ سال از عمر او، صرف آن شد. لغت‌نامه دهخدا، معانی، تفاسیر، و شروح تاریخی چندی از واژه‌های عربی را نیز داراست.لغت‌نامه بزرگ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای دقیق، و اشعار و اطلاعاتی دربارهٔ آنهاست. با این وجود، این لغتنامه فاقد بخش اعظم واژگان علمی و صنعتی فارسی است که بیشتر در دهه‌های پس از تألیف این لغتنامه به حوزه زبان فارسی وارد شدند، منابع بسیاری در دنیای مجازی از این لغت نامه استفاده می‌کنند.

این کتاب اکنون در ۲۶٬۴۷۵ صفحهٔ سه ستونی، به قطع رحلی، با تعداد شش هزار دوره، در دسترس علاقه‌مندان است.حدود نیمی از کتاب را لغات با معنی و شاهد و نیم دیگر آن اعلام تاریخی و جغرافیایی است.

این اثر حاوی کلیه لغات فرهنگهای خطی و چاپی فارسی است و در نقل آنها بسیاری از غلط‌های گذشتگان تصحیح شده‌است و بسیاری از لغات ترکی، مغولی، هندی، عربی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی و دیگر زبان‌های متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ آمده‌است. برای صحیح خوانده‌شدن لغات در جلوی هر کلمه حروف حرکت‌دار به کار رفته‌است. علاوه بر این مزایا، یک دوره مفصل دستور زبان فارسی نیز در لغت‌نامه آمده است.

انتشار

چاپ لغت‌نامه نخست در سال ۱۳۱۹ در چاپخانه بانک ملی آغاز و یک جلد آن در ۴۸۶ صفحه به چاپ رسید و مدتی متوقف شد، سپس مجلس شورای ملی عهده دار چاپ لغت‌نامه بود و چون لغت‌نامه به دانشگاه تهران منتقل شد، چاپخانه دانشگاه به تنهایی عهده‌دار چاپ شد که هم اکنون هم ادامه دارد.محل فعلی دفتر لغت نامه در شمیران جنب باغ فردوس مستقر است و این مؤسسه توانسته لغت نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه شامل حدود بیست و هفت هزار صفحه چاپ و در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

نویسندگان لغت‌نامه دهخدا

علاوه بر علی‌اکبر دهخدا و همکاران اولیه او، گروهی‌ از پژوهندگان زبان و ادب فارسی در طی بیش از شصت‌ سال در هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا عضویت داشته‌اند و به‌ تهیه‌ مواد و تنظیم‌ آنها و نیز تدوین‌ و تالیف‌ مواد گرد آمده برای لغت‌نامه مشغول بودند. فهرست این مؤلفان به ترتیب حروف الفبا به قرار زیر است:

1. مرتضی آیت‌الله‌زاده‌ شیرازی (بخشی از حروف‌ «ب‌»، «د»،«ش‌»، «گ‌»، «م‌»)

2. حسن احمدی گیوی (بخشی‌ از حروف‌ «د»، «ر»، «ش‌»، «ف‌»، «م‌»، «ی»)

3. محمد استعلامی‌ (بخشی‌ از حروف‌ «د»، «ف‌»، «ک‌»، «ه‌»)

4. احمد افشار شیرازی (بخش‌ اول‌ حرف‌ «ح‌» و بخشی‌ از حرف‌ «الف‌»)

5. عبدالله انوار (حرف‌ «خ» و بخشی‌ از حرف‌ «ک‌»)

6. حسن انوری (بخشی‌ از حروف «الف‌»، «ب‌»، «ر»، «ک‌»، «م‌» و «ی»)

7. محمدابراهیم باستانی پاریزی (بخشی‌ از حرف‌ «ب‌»)

8. احمد بهمنیار (استخراج‌ لغات‌ و مشارکت‌ در تدوین‌ مجلد اول‌ لغتنامه‌)

9. محمد پروین‌ گنابادی (حرف‌ «ذال‌» و بخشی از حرف‌ «ط» و «ی»)

10. یدالله ثمره (بخشی‌ ازحرف‌ «ه»)

11. محمد جعفریان‌ (بخش‌ اول‌ حرف‌ «ر»)

12. عزیزالله جوینی‌ (بخشی‌ از حرف‌ «م‌»)

13. عبدالحسین حائری (بخش‌ نخست‌ حرف‌ «ز»)

14. عباس حکیم‌ (بخشی‌ از حرف‌ «ه» و بخشی‌ از حرف‌ «چ‌»)

15. محمد دبیرسیاقی (حروف‌ «ض»، «ظ»، «ل‌» و بخشی از حروف «ژ»، «ب»، «د» و «ط» )

16. جواد درهمی‌ (بخشی‌ از حرف‌ «م‌»)

17. جلیل دوستخواه (بخشی از حرف‌ «ج‌»)

18. عباس دیوشلی‌ (حرف‌ «ت‌» و بخشی‌ از حرف‌ «ز»)

19. محمد اسماعیل‌ رفیعیان‌ (بخش‌ اول‌ حرف‌ «ک‌» و بخشی‌ از حرف‌ «ر»)

20. حسن رهاورد (بخشی از حرف‌ «ب‌»)

21. محمدامین ریاحی (بخش‌ اول‌ حرف‌ «س‌»)

22. غلامرضا ستوده‌ (بخشی از حرف‌ «م‌»)

23. سیدجعفر سجادی (بخشی از حرف‌ «ع»)

24. علی‌اکبر سعیدی سیرجانی (حرف‌ «ن‌» و بخشی‌ از «م‌»)

25. احمد سمیعی (بخش‌ اول‌ حرف‌ «ش‌»)

26. رسول‌ شایسته‌ (بخشی‌ از حرف‌‌های «ر»، «ک‌»، و‌ «م‌»)

27. جعفر شعار (بخشی‌ از حرف‌های‌ «الف‌»، «ر» و «غ»)

28. ابوالحسن شعرائی‌ (‌بخشی از حرف‌ «الف‌»)

29. هدایت‌الله شهاب‌ فردوسی‌ (بخش‌ اول‌ از حرف‌ «غ»)

30. سید جعفر شهیدی (حرف‌ «ص»)

31. علی‌اشرف صادقی (بخشی از حرف‌ «گ‌»)

32. غلامحسین صدیقی (بخشی از حرف‌ «ث‌» و بخشی از حرف‌ «ب»)

33. ذبیح‌الله صفا (بخشی از حرف‌ «ب»)

34. عبدالعلی‌ طاعتی‌ (بخش‌ اول‌ حرف‌ «ک‌»)

35. علی‌ غروی (بخشی‌ از حرف‌ «ک‌» و بخشی ازحرف‌ «م‌»)

36. خسرو فرشیدورد (بخش‌ اول‌ حرف‌ «و»)

37. علیرضا فیض (بخشی‌ از حرف‌‌های «الف‌»، «ب‌»، «ج‌»، «ح‌»، ‌«ق»،‌ «و» و «ه»)

38. رضا قاسمی‌ (بخشی‌ از حرف‌ «ب‌»، «س‌»، «گ‌» و «م‌»)

39. یزدان‌بخش قهرمان‌ (بخشی‌ از حرف‌ «چ‌»)

40. ژیلبر لازار (بخش‌ آغازی حرف‌ «چ‌»)

41. محمدتقی‌ مدرس‌ رضوی (همکاری با مرحوم‌ دهخدا در تنظیم‌ مطالب‌ و استخراج‌ لغات‌)

42. منوچهر مرتضوی (تهیه‌ مطالب‌ و استخراج‌ لغات‌)

43. محمدجواد مشکور (بخشی از حرف‌ «ژ»)

44. محمد معین (بخشی از حروف‌ «ث‌» و «الف‌»)

45. علینقی منزوی (بخشی از حرف‌ «ح‌»)

46. سیدعلی‌ موسوی بهبهانی‌ (بخشی‌ از حروف‌ «الف‌»، ‌«ب‌» و «ج‌»)

47. سعید نجفی‌ اسداللهی‌ (بخشی‌ از حروف‌ «ب‌»،‌ «د»، «ع» و «م‌»)

48. جلال‌الدین همایی (تهیه‌ مطالب‌ و همکاری در تنظیم‌ و تالیف‌ بخشی از حرف‌ «الف‌»)

علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا (۱۲۵۷ تهران - ۷ اسفند ۱۳۳۴ تهران)، ادیب، لغت‌شناس، سیاستمدار و شاعر ایرانی و بنیان‌گذار لغت‌نامه دهخدا.

زندگی نامه‌

دورهٔ اول (تا نیمه‌راه مشروطیت) علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از ولادت وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش فوت کرد. در آن زمان شیخ غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت. در زمان گشایش مدرسهٔ سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۳۱۷ قمری، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آنجا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزو اولین فارغ‌التحصیلان مدرسهٔ سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌‌کرد و از محضر او بهره‌ می‌‌گرفت. پس از اتمام دوره مدرسهٔ سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آنها در اروپا بیش از دو سال در و بیشتر در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت. بازگشت دهخدا به ایران مقارن با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعهٔ حسین آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسندهٔ اصلی در صوراسرافیل بود. نخستین شمارهٔ این روزنامهٔ هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر دهم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. وراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیل‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شمارهٔ روزنامه مقاله‌ای در زمینهٔ مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدید آورد.مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمهٔ دهخدا است، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی کدخدا و خداوند و بزرگ ده است. برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌های شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسهٔ بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیهٔ طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر بینجامد دیده نمی‌شود اما مطالب سیاسی را باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد وتوانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.

میرزا علی‌اکبر خان دهخدا در جوانی

دورهٔ دوم (تبعید و مهاجرت) بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانهٔ انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آنها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله‌ بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوبارهٔ صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر را نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سویس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دورهٔ دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شمارهٔ سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده است.[۱]در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامهٔ سروش در فاصلهٔ تیر تا آبان ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر روزنامه سید محمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.در همان دورهٔ اقامت دهخدا در اروپا دورهٔ دوم روزنامهٔ روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبر خان دهخدا معرفی شده است. [۲][۳] پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دورهٔ دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامهٔ فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت روسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطفعلی خان امیرمفخم در قلعه دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همانجا بود که اندیشهٔ تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانهٔ امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را آغاز کرد.فعالیت سیاسی وی سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نیز به عهده داشت. [۴][۵] در کشاکش انحلال سلطنت و برپائی جمهوری، دهخدا بعنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری درایران مطرح شد. مردی که می توانست اولین رئیس جمهور ایران باشد شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم دیده استبداد و از آن مهم تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. دیکتاتوری پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه استبداد تبدیل شد. دهخدا را نمی شد سر پیری و به جرم طرح او بعنوان اولین رئیس جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزوا کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند! [۶] به همین دلیل در دورهٔ رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.

دورهٔ سوم پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی دورهٔ رضا شاه به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید.» [۷] به سردبیر مجلهٔ آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.[۸]در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ جزء هیئت رئیسه شرکت داشت.[۹] در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیهٔ صلح استکهلم را امضا کرد.دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعهٔ تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا، و حتی شایعهٔ جمهوری و ریاست جمهوری دهخدا بر سر زبان‌ها افتاد.[۱۰][۱۱] دستی نیز در کار بود که سرمقالهٔ نخست صوراسرافیل ایوردُن (دورهٔ دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۱۲]

دهخدا در جریان نهضت ملی شدن نفت پشتیبان جدی دکتر مصدق بود. در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری قرار بود که وی کاندید ریاست جمهوری باشد. به همین خاطر نیز ماموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانه اش ریختند و وی را شدیدا مضروب نمودند.در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانهٔ دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیدا مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایل پیش‌گفته و نیز شرکت در نامهٔ سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید. پس از درگذشت دهخدا، خانه‌اش تبدیل به دبستانی با نام خودش شد. اما در سال‌های پس از انقلاب نام او را از روی دبستان برداشتند.لغت‌نامه مقدمات انتشار لغت‌نامهٔ دهخدا از اواخر دههٔ ۱۳۰۰ شمسی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد، اما به‌دلیل کندی کار چاپخانه بانک ملی، آغاز جنگ جهانی دوم و حجم وسیع کار، چاپ لغت‌نامه متوقف شد. پس از پایان جنگ، اندیشهٔ چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایدهٔ ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آنها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب مادهٔ واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. به این ترتیب، لغت‌نامه از یادداشت‌های گردآوری شده توسط دهخدا بسیار فراتر رفت، و سازمان لغت‌نامه از آغاز تا پایان نشر کتاب، از همکاری تعدادی از لغت‌شناسان برخوردار شد که نام‌های آنها در مقدمهٔ ویرایش جدید (سال ۱۳۷۷) به‌عنوان عضو هیئت مؤلفان لغت‌نامه آمده است.معاونت ادارهٔ لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی ادارهٔ لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیهٔ فیش‌ها و ادامهٔ کار چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد.

نمونهٔ اشعار دهخدا مسمّط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» را در یادبود میرزا جهانگیر خان شیرازی مدیر روزنامه صور اسرافیل سرود:

ای مرغ سحر، چو این شب تار بگذاشت ز سر سیاهکاری

وز نفحهٔ روح‌بخش اسحار رفت از سر خفتگان خماری

بگشود گره ز زلف زر تار محبوبهٔ نیلگون عماری

یزدان به کمال شد پدیدار واهریمن زشتخو حصاری

یاد آر ز شمع مرده، یاد آر

ای مونس یوسف اندر این بند تعبیر عیان چو شد تو را خواب

دل پر ز شعف، لب از شکر خند محسود عدو، به کام اصحاب

رفتی بر یار خویش و پیوند آزادتر از نسیم و مهتاب

زان کو همه شام با تو یک چند در آرزوی وصال احباب

اختر به سحر شمرده، یاد آر

چون باغ شود دوباره خرم ای بلبل مستمند مسکین

وز سنبل و سوری و سپرغم آفاق، نگارخانهٔ چین

گل، سرخ و به رخ عرق ز شبنم تو داده ز کف قرار و تمکین

زان نوگل پیشرس که در غم ناداده به نار شوق تسکین

از سردی دی، فسرده یاد آر

ای همره تیه پور عمران بگذشت چو این سنین معدود

وان شاهد نغز بزم عرفان بنمود چو وعد خویش مشهود

وز مذبح زر چو شد به کیوان هر صبح شمیم عنبر و عود

زان کو به گناه قوم نادان در حسرت روی ارض موعود

بر بادیه جان‌سپرده یادآر

چون گشت ز نو زمانه آباد ای کودک دورهٔ طلایی

وز طاعت بندگان خود شاد بگرفت ز سر خدا، خدایی

نه رسم ارم، نه اسم شداد گل بست زبان ژاژخایی

زان کس که ز نوک تیغ جلاد مأخوذ به جرم حق‌ستایی

تسنیم وصال خورده، یادآر

پی نوشت ها:

1. پیشینه‌های اقتصادی-اجتماعی جنبش مشروطیت، خسرو شاکری ص ۳۰۷.

2. صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۹۶.

3. پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۵۸.

4. مطبوعات کمونیستی ایران در سالهای ۱۲۹۶ - ۱۳۱۱، سولماز توحیدی، ۱۹۸۵، ص ۵۹.

5. پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۵۸.

6. پیدایش حزب کمونیست ایران، تقی شاهین، تهران، ۱۳۵۸.

7. غلامحسین یوسفی، دیدار با اهل قلم، جلد دوم، ۱۳۵۸.

8. صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۱۰۷.

9. همان، ص ۱۰۹.

10. مردی که می‌توانست اولین رئیس جمهور ایران باشد.

11. دهخدامرد بزرگی که قرار بوداولین رئیس جمهور ایران باشد.

12. صوراسرافیل و علی‌اکبر دهخدا، یک بررسی تاریخی و ادبی، ص ۱۱۰.

منابع:

لغت نامه دهخدا

مرادی کوچی، شه‍ناز، مع‍رفی و شن‍اخت دهخ‍دا، ته‍ران: قطره، ۱۳۸۱.

به‍من، مه‍ناز، عل‍ی‌اکب‍ر دهخ‍دا، ته‍ران: موسس‍ه فرهن‍گی مدرسه برهان، ۱۳۸۲.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

ارتباط با وب سایت

983000101180+

phone 982532922670+

Rss خبرخوان

E-mail این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

E-mail ایران، قم، خیابان شهید صدوقی، کوچه 43، پلاک 18